أحمد السباعي (مترجم: رسول جعفريان)

748

تاريخ مكة (از آغاز تا پايان دولت شرفاى مكه "1344 ق")

آن كارهاى وى در اردن است . به علاوه او در بلاد ما طمع كرد و مىخواست بند از بند آن جدا كند . وى مردم ما را از انجام شعائر حج باز داشت و براى سالها در بلاد ما و عسير و جاىهاى ديگر مشغول توطئه بود . در واقع ، اقدامات او و برخوردهايش با حجّاج بيت اللَّه الحرام نشانگر آن است كه وى از نگاهدارى امنيت در مكه و مدينه عاجز است ، همچنان كه قادر به تأمين سلامت حجاج مسلمان در اين دو شهر نيست . تمامى اين عوامل كه شرح و بسط آنها طولانى است ، ما را مجبور كرد تا تدابيرى سختگيرانه را براى آرام كردن اوضاع در حجاز و تضمين وضعيت براى آينده ، در پيش گيريم . از آن‌جايى كه تنها هدف ما همين امر است و تمايل داريم كه آن وضعيت دوباره تكرار نشود ، بر آن هستيم تا نظامى در حجاز پديد آيد تا بتواند به بهترين شكل حقوق مسلمانان را تأمين كرده ، آسايش آنان را فراهم سازد و هر آنچه كه اسباب شكوهء مردم است از سر راه بردارد . مجلس اسلامى فلسطين در تاريخ 27 جُماداى الاولاى سال 1343 بار ديگر تلگرافى براى سلطان ابن سعود به اين شرح فرستاد : « به نام امّت اسلامى و عربى ، ما خواهان جلوگيرى از خونريزى و صيانت حرمت بيت اللَّه الحرام و حلّ مشاكل با گفتگو هستيم » . « 1 » همچنين شوكت على به نام جمعيت خلافت در هند به تلگراف مجلس اعلاى اسلامى اين جواب را فرستاد : « ما مايل به جلوگيرى از خونريزى در بلاد مقدّسه هستيم . ايجاد صلح متوقف بر تهيهء زمينه مناسب براى تشكيل يك مؤتمر اسلامى عمومى است » . دولت ايران هم تلگرافى به قنسول خود در دمشق فرستاد كه در آن آمده بود : ايران حاضر است براى توقف جنگ وساطت كند . در اين نامه خواسته شده بود تا پيام آنان به ابن سعود داده شود . « 2 »

--> ( 1 ) . الثورة العربية الكبرى ، ج 3 ، ص 205 . ( 2 ) . همان ، ص 205 .